خط خطی های من بی تو ...

تاریک کوچه‌های مرا آفتاب کن


با داغ‌های تازه، دلم را مجاب کن


ابری غریب در  دل  من رخنه کرده است


بر من بتاب، چشم مرا غرق آب کن



ای  عشق  ای تبلور آن آرزوی سبز

 
برخیز و چون  سکوت ، دلم را خطاب کن


ای تیغ سرخ زخم، کجا می‌روی چنین


محض رضای عشق، مرا انتخاب کن


ای عشق، زیر تیغ تو ما سر نهاده‌ایم


لطفی اگر نمی‌کنی، اینک عتاب کن

تنها |8:28 AM |سه شنبه 4 شهریور1393

چند سال  است که می دانم بی قراری چیست

درد چیست

مهربانی چیست

چند سال است که می دانم آواز چیست

راز چیست ....

چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند

 من چند سال است که  مرده  ام ....

تنها |8:52 AM |چهارشنبه 29 مرداد1393

عازم یک سفرم

 

سفری دور بجایی نزدیک...

 

سفری از خود من تا بخودم...

 

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست...

 

و امیدم به خداوندی اوست !!!

 

دوستان خوبم بابت نبودنم عذر میخوام ممنون از همه دوستایی که در نبودم

نهایت لطف و بهم داشتن و برام کامنت گذاشتن

تشکر میکنم امیدوارم بتونم جبران کنم

تنها |9:25 AM |سه شنبه 14 مرداد1393

تنها |4:28 PM |شنبه 14 تیر1393


برچسب‌ها: شهادت, شریعتی
تنها |1:44 PM |چهارشنبه 28 خرداد1393

باز هم من و قلم وکاغذ


من با احساسی پر از تنهایی و درد


دردی فراتر از بی کسی


غریبی


غربت یعنی همه باشند وتو تنها باشی 

 


غربت یعنی تحقیر روح بی درک هیچ دلیلی

 


غربت یعنی ارزش برای جسم

 

 

بی اندیشه به روح


می نویسم

 


می نویسم از غربت

 


تا روح داغدارم،اندکی احساس آرامش کند

 


می نویسم


تا در میان واژه هایم،باز امید

 

 

را از چشمهای خدا هدیه بگیرم

 


تا همه بدانند بی لطف او ،

 

بارانی نخواهد بود


برچسب‌ها: غربت, غم, روح داغدار
تنها |3:56 PM |یکشنبه 18 خرداد1393

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

 

عطر نفس بقیه الله آمد

 

 

 

 

 

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

 

 

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

تنها |5:48 PM |شنبه 10 خرداد1393

تو را به خاطر خواهم آورد



چونان لرزش شن ها در باد



چونان سبزناکی دستهای زیر خاک



تو را به خاطر خواهم آورد



چونان گرده های معلق معابد



در گنگی راه



چونان صلحی در میان رنگ ها



و مرزها



تو را به خاطر خواهم آورد



چونان خمیدگی شانه های گمگشته در یاد



چونان تطهیر پریچه های* همیشه پریشان



در اشیانه های زنان دشت



تورا به خاطر خواهم آورد



چونان برگی که مرگ را به اهتزاز در می اورد



چونان نابینایی که شب را روشنی میبخشد .



تورا به خاطر خواهم آورد !

تنها |5:16 PM |چهارشنبه 7 خرداد1393

زیباترین غزل به خدا می سپارمت،



                                               دست تمام قافیه ها می سپارمت

 



یک کاسه آب، سینی و قرآن و بغض من،

 


                                             دست خلوص سبز دعا می سپارمت

 

 

 

 



 دنیای خاطرات قشنگ منی و من،



                                             با این غزل به خاطره ها می سپارمت

 



 اینجا طلوع بغض مرا زجر می دهد،


                                      دست  غروب بغض گشا می سپارمت



   دستی تکان ندادی و رفتی؛تمام شد ،



                                             هر جا که می روی به خدا می سپارمت 

تنها |5:43 PM |دوشنبه 29 اردیبهشت1393

آرزویم این است که بهاری شود


روز  و  شبت


که ببارد به تمام رخ تو بارش شادی و شعف




و من از دور ببینم که پر از لبخند است


چشم و دنیا و دلت


تولدت مبارک دوست خوبم

تنها |9:50 AM |چهارشنبه 24 اردیبهشت1393